تو و تخت و تاج سكندري
من و راه و رسم قلندري
اگر آن خوشست تو در خوري
و گر اين بدست مرا سزا
"قره العين"
اگر قرار باشد چنگي بزنيم در ميان انباشت فراموشي تاريخ مرد سالار اين سرزمين ، و از دل اين كلاف سر در گم ، زن مبارزي را نام ببريم كه به عنوان پيش قراول حركت رو به جلو و موج وار زنان ايراني ، پيش از مشروطيت و تحولات برخاسته از اين دگر گوني كلان اجتماعي و سياسي ، از خود چهره اي نمادين و مستحكم و ماندگار خلق كرده است ، بايد بي ترديد به " طاهره قره العين " اشاره كنيم .
مورخان و محققان ، قره العين را زني جسور مي نمايانند كه در واقع پرچم دار راستين حركت اعتراض وار زنان ، در اين برهه تاريخي ست . و با صراحت و اطمينان تاكيد مي كنند كه اين زن مبارز ، در شجاعت و هدايت حركت اجتماعي و مبارزه روشنگرانه ، در برخورداري از دانش ، آگاهي و خود آگاهي، در مخالفت با تعدد زوجات، حجاب ( به شكل تحميلي و تحجر آلود آن ) و در دفاع از حقوق زن ، به راستي سرآمد و بي همتاست .
“... حسن جمال، تنزيه و تقديس، شجاعت و شهامت شاعر محبوب ايران طاهره قره العين را تكريم بسيار قائلم كه در نهايت شجاعت و جانبازي، مشعل دار آزادي زنان گرديد. شهادت طاهره يكي از محزون ترين وقايع تاريخ معاصر است....“ اين را لرد كرزن ، نويسنده نام آور انگليسي مي گويد . ژول بوآ ، اسلام شناس فرانسوي هم درباره مقام تاريخي طاهره قره العين سخن جالبي دارد . او مي گويد :" طاهره يك شاعر جوان و مبارز ايراني بود، همانند ژاندارك، هلوآز قرون وسطي و هايپات در دوره ي افلاطون. طاهره در تاريكترين عصر عليه نابرابريهاي اجتماعي و مشكلات زنان قد علم كرد و هر كس كلامش مي شنيد عرفان مي يافت. "
دور نمايي از تاريخ ، طاهره را زني معرفي مي كند كه در هنگامه تلخ انديشي ها ، تحجر زدگي ها و كوته فكري ها ، در زمانه و دوره اي كه زنان در پستوي خانه ها به فراموشي مرگ و تنهايي تكرار مي لغزيدند ، پرچم رفرم مذهبي را بر افراشت .
متاسفانه اطلاعات ما درباره سپيده دم زندگي طاهره و اساسا سراسر حياتش در پرده اي از ابهام فرو رفته است . علت اين ابهام هم به يك واقعيت تلخ تاريخي بر مي گردد و آن اين كه تمام اسناد مربوط به تاريخ دقيق تولد وي توسط قشريون درباري از ميان رفته است ، بر اساس اندك باز مانده هاي تاريخي ، ظاهرا طاهره در سال 1191 هجري شمسي مقارن با سال 1812 ميلادي در شهر قزوين ، در خانواده اي ثروتمند و مذهبي ، پا به دنيا نهاد. او فرزند حاج ملامحمد صالح برغاني قزويني از علماي معروف زمان خود در قزوين بود . او در دوران كودكي با خواهرش مرضيه مقدمات علوم را نزد پدر آموخت و بعد به تحصيل فقه و اصول و كلام و ادبيات عرب پرداخت. قره العين به ادبيات و فقه و اصول كلام و تفسير زمان خود مسلط بود مي گويند برادرش عبدالوهاب قزويني كه ازدانشمندان بوده درباره خواهرش گفته است : " درحضور او جرات تكلم نداشتيم و به حدي معلومات وي همه را مرعوب ساخته بود كه در مسائل مورد بحث چنان آن ها را واضح و روشن براي ما مدلل مي ساخت كه فوراً همه سرافكنده و خجلت زده بيرون مي رفتيم."
شايد آن چه قره العين را از صحنه تاريخ مي راند اعتقادات او بود . معروف است كه طاهره بعد از آشنايي با افكار و باور هاي عرفاني ، مذهبي بابيت به اين فرقه گرايش پيدا كرد . و بعد تر به پشتوانه اين علاقه به تبليغ مذهبي مبادرت ورزيد. شور و هيجاني كه قره العين با سخنراني هاي نغز و شيواي خود در ميان مردم به پا مي كرد ، به زودي سبب شد كه عده زيادي را به گرد خود جمع كند . همين امر سبب مخالفت علماي روحاني ايراني مقيم كربلا و اعتراض آنها به دولت عثماني شد . قره العين و يارانش در سال 1221 شمسي از عراق اخراج و وارد ايران شدند . قره العين در تمام مدت سفر از هر كجا كه عبور مي كرد فعالانه به تبليغ مسلك جديد مي پرداخت و تصميم داشت به تهران برود و با علماي آنجا و نيز با محمدشاه قاجار به مباحثه بپردازد . پدرش كه از تصميم او مطلع گشت وي را به قزوين فراخواند . در آنجا به كمك شوهر و پدرشوهر تلاش كردند كه طاهره را از مرام جديدش منصرف گردانيده و او را به خانه شوهر نزد فرزندانش بازگردانند . ولي قره العين از اين كار سر باز زد و پس از كشته شدن پدر شوهرش به دست پيروان باب مخفيانه از قزوين گريخت و به تهران آمد . در تهران به مبارزه ادامه داده و از بابيت براي محدود كردن قدرت حكام ، مدد مي گرفت . او به سخنراني هاي پر شور پرداخته و در حركتي نمادين و مبارزاتي صريحاً از مردم ميخواهد كه بهره مالكانه و ماليات به دولت و فئودال ها را نپردازند و زنان خود را از خانه ها بيرون آورده و به اجتماع وارد كنند . كنت دو گوبينو (سياستمدار ، محقق و وزير مختار فرانسه در ايران) در كتاب “مذاهب و فلسفه در آسياي ميانه“ نوشته است:
“ ... مي خواستم بدانم چه انگيزه اي موجب استقبال مردم از طاهره و سخنراني هاي وي بوده است. از چند نفر كه سخنراني هاي او را شنيده بودند، سوال كردم. مي گفتند، سخنانش بقدري نافذ بود كه در شنونده تاثير مي كرد. با آنكه علم بسيار داشت، ساده سخن مي گفت بطوريكه براي همه قابل درك بود. اول رو به مردها مي كرد و اشاره به زنها و مي گفت، اينها خواهران شما هستند در خانه يكديگر ، چطور مي توانيد بر خواهران خود و يكديگر ظلم و ستم روا داريد و گاهي اشك از چشمانش سرازير مي شد كه همه به گريه مي افتادند...“اما به دليل محدوديت ها و تعقيب هاي پي در پي به مازندران رفته و به تبليغ پرداخت . اما اين حركت در واقع دولت مستعجلي بيش نبود . قره العين دستگير و به تهران فرستاده مي شود. و خانه محمودخان كلانتر محبوس ميگردد. پس از واقعه ترور ناموفق ناصرالدين شاه به دست بابيان در سال – قره العين را درسن36 سالگي به دليل توبه نكردن و راسخ ماندن دراعتقاداتش به دستور صدراعظم وقت، ميرزا تقي خان امير كبير، خفه مي كنند و در حالي كه هنوز جان داشته بدنش را در چاهي مي اندازند .